دکتر معصومه معدن‌کن در فهرست زنده نامان تبریز
دکتر معصومه معدن‌کن در فهرست زنده نامان تبریز
انتخاب دکتر معصومه معدن‌کن در زمره «زنده‌نامان»، پیامی روشن دارد؛ تبریز هنوز فرزندان اصیل خود را می‌شناسد. این شهر که همواره مهد ادب و عرفان بوده، امروز به چهره‌ای ادای احترام می‌کند که پیونددهنده‌ی نسل جدید با ریشه‌های هویتی است. دکتر معدن‌کن با آثار جدید خود نشان داده که «پیشکسوت بودن» به معنای توقف نیست؛ بلکه به معنای پختگیِ اندیشه‌ای است که همچنان زاینده و پویاست.
بام تبریز- اعظم نعیمی: در هیاهوی گذر سریع زمان و شتابزدگی روزگار ما، نام‌هایی در سکوت و با جوهرِ قلم در حافظه یک شهر حک می‌شوند. در تبریز، پایتخت ادب و عرفان، دکتر معصومه معدن‌کن یکی از این نام‌هاست؛ بانویی که عمرش را صرف شکافتن پوسته‌ی سخت کلمات و گشودن دروازه‌های قلعه شعر خاقانی کرد. انتخاب اخیر او به عنوان یکی از  منتخبین چهارمین همایش «زنده‌نامان تبریز»، تنها تجلیل از یک استاد نیست، بلکه ادای احترام به «فرهنگِ پژوهش عمیق و کارِ بی‌هیاهو» است.
در راهروهای دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز، جایی که عطر کاغذ و سکوت کتابخانه با تاریخ گره خورده است، نام‌هایی وجود دارند که فراتر از یک تابلوی سردر یا یک ردیف اداری‌اند. آن‌ها روحِ زنده‌ی این دیارند. انتخاب دکتر معصومه معدن‌کن به عنوان یکی از منتخبین چهارمین همایش «زنده‌نامان تبریز»، بهانه‌ای شد تا غبار از چهره‌ی سال‌ها ممارست علمی برگیریم و به تماشای بانویی بنشینیم که عمرش را پای سخت‌ترین قله‌های شعر پارسی گذاشته است.
بانویِ گره‌گشای شعر خاقانی
متولد سال ۱۳۲۷ است؛ اما سن برای او تنها یک عدد در شناسنامه نیست، بلکه نشانگر دهه‌ها صبوری برای شکافتن پوسته‌ی سخت کلمات است. دکتر معدن‌کن در محافل ادبی با صفتی شناخته می‌شود که بدست آوردنش کار هر کسی نیست: «خاقانی‌شناس».
خاقانی شروانی، آن شاعر مغرور و پیچیده‌گو، قلعه‌ای است که دروازه‌هایش به روی هر کسی باز نمی‌شود. اما دکتر معدن‌کن، کلیددار این قلعه در روزگار ماست و در این راستا «نگاهی به دیوان خاقانی» در سه جلد با همت مرکز نشر دانشگاهی منشر شد.
آثار ماندگار او همچون «بزم دیرینه‌ی عروس» و «جام عروس خاوری»، تنها شرح واژگان نیستند؛ بلکه چراغ‌هایی هستند که او در دالان‌های تو در تو و تاریک شعر خاقانی روشن کرده تا دانشجویان و پژوهشگران، راه را گم نکنند.
در روزگاری که شتابزدگی آفتِ پژوهش شده، دکتر معدن‌کن نمادِ «آرامشِ عالمانه» است. او عجله‌ای برای دیده شدن نداشت؛ به جای آن، کلمه به کلمه و سطر به سطر، در ژرفای متون کهن فرو رفت تا مرواریدهایی را بیرون بکشد که نسل‌های بعد به آن ببالند.
فراتر از یک استاد؛ نماد هویت دانشگاهی
او تنها یک مدرس نبود که کلاسی را آغاز کند و با زنگ پایان به خانه برود. برای چندین نسل از دانشجویان دانشگاه تبریز، او تصویرِ مجسمِ «استادی» است؛ با همان وقار، دقت و اخلاقی که گویی از دلِ متون کهنی که تدریس می‌کرد، بیرون آمده بود.
انتخاب او در زمره «زنده‌نامان»، پیامی روشن دارد؛ تبریز هنوز فرزندان اصیل خود را می‌شناسد. این شهر که همواره مهد ادب و عرفان بوده، امروز به چهره‌ای ادای احترام می‌کند که پیونددهنده‌ی نسل جدید با ریشه‌های هویتی است. دکتر معدن‌کن با آثار جدید خود نشان داده که «پیشکسوت بودن» به معنای توقف نیست؛ بلکه به معنای پختگیِ اندیشه‌ای است که همچنان زاینده و پویاست.
تجلیل از ریشه‌ها
وقتی در همایش زنده‌نامان از او تقدیر می‌شود، در واقع از یک «فرهنگ» تقدیر شده است. فرهنگِ کارِ بی‌هیاهو، فرهنگِ پژوهشِ عمیق و فرهنگِ معلمی کردن با تمام وجود. دکتر معصومه معدن‌کن، امروز تنها یک نام در فهرست مفاخر نیست؛ او بخشی از حافظه‌ی تاریخی دانشگاه تبریز است.
تجلیل از او، یادآوری این حقیقت تلخ و شیرین است که ستون‌های فرهنگی یک شهر، نه ساختمان‌های بلند و مدرن، بلکه انسان‌هایی هستند که در سکوت، بارِ سنگین دانش را بر دوش می‌کشند تا چراغ خرد در این دیار، خاموش نشود. نامش زنده و راهش پررهرو باد.