بام تبریز-اعظم نعیمی: ابوالفضل گوزلی، هیمالیانورد نامدار تبریز و ایران، اواخر دیماه امسال پس از فتح قلهی افسانهای ماکالو ـ سومین قله سخت و یکی از وحشیترین قلل بالای هشتهزار متر جهان در حادثهای تلخ سقوط کرد. روزها تلاش بیوقفهی تیمهای امداد و نجات، امید را زنده نگه داشت، اما سرانجام هیمالیا تصمیم خود را گرفته بود؛ ابوالفضل در همان سرزمین ماند و جاودانه شد.
ماکالو، گویی زمانی که غرور سنگینش زیر گامهای استوار این کوهنورد ایرانی خرد شد، چهرهی دیگر خود را نشان داد. کوهی که به هیچکس رحم نمیکند، اینبار نیز با تمام خشونت و سکوتش، قهرمانی را در آغوش کشید و داغی عمیق بر دل جامعهی کوهنوردی ایران و جهان و مردم تبریز نشاند.
رؤیایی که میتوانست سالها ادامه داشته باشد
همه آرزو داشتند داستان ابوالفضل، طور دیگری نوشته شود؛ اینکه سالها بگذرد، همهی قلل هشتهزارمتری جهان را یکییکی فتح کند، با موهایی سپید و قامتی هنوز استوار، روزی در آیینی دورتر مثلاً بیستمین دورهی زندهنامان تبریز روی سن تجلیل بایستد و لبخند بزنداما او روایت دیگری انتخاب کرد؛ روایتی کوتاهتر، اما عمیقتر و ماندگارتر.
او درست در آستانهی ۴۳ سالگی، در ۱۶ دیماه، وارد سال تازهی زندگیاش شد و پاداش این تولد را چند روز بعد گرفت؛ جاودانگی ابدی بر فراز پنجمین قلهی بالای هشتهزار متر جهان.
کارنامهای که از جنس «ناممکن» بود
ابوالفضل گوزلی پیش از ماکالو، کارنامهای درخشان و کمنظیر داشت؛
صعود به ماناسلو و لوتسه، ثبت رکورد سریعترین دریافت نشان پرافتخار پلنگ برفی بین مرداد ۲۰۱۷ تا مرداد ۲۰۱۹، مجموعه صعودهای هفتهزارمتری با عنوان «۱۰ تلاش، ۱۰ صعود» و فتح قلهی لنین، تنها بخشی از مسیری است که او با جسارت، نظم و انضباط حرفهای طی کرد.
او کوهنوردی نبود که به یک صعود قانع شود؛ هر قله برایش مقدمهی قلهی بعدی بود و هر بازگشت، طرحی تازه برای رفتن.
ماکالو؛ وسوسهای که نیمهکاره نماند
زمستان سال گذشته، ابوالفضل برای نخستینبار تلاش کرد ماکالو را در سختترین فصلش فتح کند. تا ارتفاع ۷۹۰۰ متر پیش رفت، اما شرایط نامساعد منطقه او را وادار به بازگشت کرد؛ تصمیمی حرفهای که نشان میداد شجاعتش با عقلانیت همراه است.
او برگشت، اما نه برای فراموش کردن ماکالو؛ بلکه برای کامل کردن کار نیمهتمام.
زمستان بعد، بازگشت؛ اینبار قله فتح شد، اما بازگشتی در کار نبود.
زندهنامی که در غیاب، حاضرتر است
اکنون «زندهنامان تبریز» قرار است از مردی تجلیل کند که جسمش در ارتفاعات هیمالیا ماند، اما نامش از حافظهی این شهر، این سرزمین و جامعهی کوهنوردی جهان پاک نخواهد شد.
ابوالفضل گوزلی، بیش از آنکه یک کوهنورد باشد، نماد جسارت ایرانی در رویارویی با ناممکنها بود؛ انسانی که مرزهای توان را جابهجا کرد و نشان داد بعضی قهرمانان، برای ماندن، باید بروند.
او از هیمالیا پایین نیامد؛ اما هیمالیا برای همیشه با نام او بالا رفت.



































